الشيخ محمد علي الگرامي
251
استفتائات ( 1382 ش ) ( فارسى )
خود و همسر و فرزندانم ، اسلحه كمرى خود را كه به همين منظور در اختيار اينجانب قرار دادهاند بيرون آورده و مرحوم ، كه نزديكترين مهاجم به من بود را وادار به توقف و كنار گذاشتن چاقو نمايم ، اما مؤثر واقع نشد . و به منظور دفاع از جان و مال خود و جان همسر و فرزندان و دور نمودن مهاجمين اقدام به شليك سه گلولهى هوائى نمودم ، لكن مرحوم ، دائماً بر من حمله و ضربههاى چاقو و مشت و لگد وارد مىنمود . ( مهاجمان رزمىكار و داراى كمربند مشكى و آبى بوده و بيش از 13 جرح داميه و حارصه با چاقو در سر و صورت و دست چپ و شكم اينجانب ايراد نمودند ) و در همين لحظاتى كه با مرحوم ، درگيرى تن به تن داشتم و مرتب عقبنشينى مىكردم ، تا از معركه رهائى يابم . يكى ديگر از مهاجمان ، با ضربات مكرر به درب عقب و گلگير ماشين اينجانب ، در صدد باز نمودن درب عقب و پياده كردن دخترانم بر آمده بود ، كه اين امر و ترس از خطر جان آنان ، مانع فرار اينجانب شد و براى اينكه مورد ضرب بيشتر قرار نگيرم عقبنشينى كرده و حدود سى متر از محل استقرار ماشين و آغاز درگيرى فاصله گرفته و به منظور دفاع ، با شليك تيرهاى هوائى ، در صدد دور نمودن مهاجمان بر آمدم و تير چهارم را به سمت پاى مرحوم شليك ولى از آنجائى كه نگاه من ، به دستان وى بود ، كه چاقو بر من وارد نكند ، گلوله به پاى وى اصابت نكرده و از تكرار آن ، به لحاظ بيم كمانه نمودن گلوله و اصابت به افرادى كه در محل تجمع نموده بودند ، خوددارى كردم . كه در اين گير و دار و در حال شليك هوايى گلوله پنجم به منظور دفاع و ممانعت از ادامه حملات و حفظ جان خود و خانواده ، بر اثر ضربهاى كه شخص مرحوم به دستم وارد نموده بود ، گلوله منحرف و به